پريسكيانوس بودند؛ ولي اگر خصوصيات بچگانه‌ٴ آثار آنان را درنظر بگيريم رستاخيزي را كه‌ جان گارلندي موجد آن بود بهتر درك مي‌كنيم‌. در اين حين دستور زبان قديم هم به راه خود مي‌رفت ــ و تا سده‌ها، به راه خود ادامه داد ــ چون يكي از رايج‌ترين كتاب‌هاي قرون وسطا يعني منظومه‌ٴ ويلديو1 بيشتر از آثار دوناتوس و پريسكيانوس اقتباس شده بود.
رساله‌هاي تعليمي آلبرتانوي برشايي در بسياري از نسل‌هاي مسيحي اثر عميقي اعمال كرد. اين مطلب به ويژه‌، در مورد هنر سخن گفتن و خاموشي (1245) صادق است كه به زبان‌هاي محلي‌ زيادي از جمله به ايسلندي ترجمه شد.
2. فرانسه‌. هرچند هنوز عالم دستوري نبوده كه بتواند قواعد زبان فرانسه را تثبيت كند، اين‌ زبان درخور توجه ويژه‌اي است‌، چون واضح است كه داشت به مرحله‌ٴ بلوغ مي‌رسيد و اهميت‌ بين‌المللي آن تا حدي مورد توجه قرار گرفته بود.
يكي از نتايج بارز جنگ صليبي بر ضد آلبيگاييان انتقال زبان فرانسه‌ٴ شمالي به دامنه‌هاي كوه‌ پيرنه و كرانه‌هاي مديترانه بود. در همان حال‌، شكست مدافعات اين دگرانديشان مانع رشد و تثبيت زبان آنان‌، يعني زبان زيباي جنوبي شد. آينده‌ٴ اميدبخش‌ترين ادبيات اروپاي جنوبي‌ ناگهان نابود گشت‌.
يكي از يادگاري‌هاي شگفت‌انگيز زبان‌شناسي در جنوب فرانسه تاريخ گيوم تودلايي است‌. بايد به خاطر داشت كه گيوم از ناوار اسپانيا برخاسته بود. وي با زبان جنوبي آشناتر بود. ولي‌ سعي كرد به زبان شمال فرانسه بنويسد. شعر او تركيبي از زبان شمالي و زبان جنوبي است‌. روابط روزافزون ميان شمال و جنوب را در آثار گويوي پرونسي هم مي‌بينيم‌، كه در ماينس‌، كلروو، كلوني‌، و آرل زندگي كرد.
والتر هنلي دومينيكي انگليسي كتاب مزرعه‌داري خود را به زبان فرانسه نوشت‌. اين اهميت‌ زيادي ندارد؛ بلكه نكته‌ٴ حايز اهميت اين است كه كتاب ايسلندي آيينه‌ٴ شاهي مطالعه‌ٴ لاتيني و فرانسه را توصيه كرده ((چون اصطلاحات آنها اغلب متداول است‌)). بدين ترتيب‌، اين محقق‌ بي‌طرف و هوشمند، زبان فرانسه را در همان سطح زبان لاتيني قرار داده است‌. شايد اندكي‌ زياده‌روي بود، ولي رويدادهاي بعدي كاملاً صحت اين پيشگويي را ثابت كرد.
از برخي واژه‌نامه‌هاي عبري و فرانسه كه به ترانويسي واژه‌هاي فرانسه با خط عبري‌ پرداخته‌اند، پاره‌اي اطلاعات باارزش در مورد تلفظ كلمات فرانسه در آن زمان‌، به دست مي‌آيد.
3. ايتاليا. ادبيات پرونسي در دربار سيسيل انعكاس نيرومندي يافت و نبوغ فردريك از عوامل ايفاي اين مقصود بود. درباره‌ٴ مسلمانان‌، يهوديان و يونانياني كه به دربار او روي آوردند


Villedieu .1